پایت را از روی پدال گاز بردار لطفا

بیست و پنج سالگی هم تمام شد. خدا را، جان مادرت، یواش‌تر برو. بگذار 10 سال توی بیست و شش سالگی بمانم. پیری خستگی می‌آورد، سستی می‌آورد، کچلی می‌آورد. من بال که ندارم، لااقل بگذار تا می‌توانم در خیابان‌ها و دشت‌ها و بیابان‌ها بدوم. پیری پاهایم را از من میگیرد. یواش‌تر برو. تند بروی منظره‌ها را از دست می‌دهی لعنتی!

/ 5 نظر / 24 بازدید
نامی

مبارکااااااااااا! با خودم میگم کاش بشه فراموش کرد!نه روز تولدو فقط سالشو!حس خوبی نیس دیگه بیست و چند ساله نباشی! ولی بعدش پشیمون میشم حداقل واسه من هرچقدر به گذشت زمان و پیر تر شدنم فک میکنم هشیار تر میشم!

آوون

من از الان این حسو دارم... کاش زودتر زندگیو شروع می کردم...

و ما ادریک ما مریم؟

شما که هیچ جا بلاگفا که وبلاگ منو نیست و نابود کرد من گمت کردم در نهایت هم با سرچ بهنام شوشتری در گوگل یافتمت.