یک قلب ِ ... ،چه؟

روزی که غمگین بودم این موسیقی را شنیدم. احساس کردم که تمام غم‌های دنیا شمشیرکشان به دشت دلم حمله کرده‌اند و درخت‌هایش را آتش زده‌اند و در حال ویران کردنم‌اند. دیوانه  شدم. سیلم برد. به صخره‌ها برخورد کردم.غرق شدم. کمی گذشت و چند هفته بعدش که شادتر بودم دوباره شنیدمش. اشتباهی شنیدمش. ولی لعنتی دستِ دلم را گرفت و به دشت‌های سرسبز برد. این‌بار اما بدون آتش، بدون شمشیر، بدون ترس. حس آهویی را داشتم که خونین و مالین از زیر پنجه‌های پلنگِ وحشی فرار کرده‌است. خوشحال است از آزادی، با زخم‌های بسیار روی تنش.

 

/ 6 نظر / 9 بازدید
صبا

خاصیت موسیقی یا خاصیت آدمی؟! +متاسفم به خاطر محو شدن مطلب اصل مطلق در تاریخ،بازیگوشی بلاگفا محوش کرد.:))

نامی

بعضی وقتا نمی فهمم چی میگی، الان ازون وقتاس!!!!!

ملیحه

سلام:) راستش اگه اون صداهای زمینه نبود، می تونست خیلی خیلی آرامش بخش باشه... اما اون صدای داد و گریه و کلاغ، برام حس وحشت داشت... ولی مانع از این نمیشه که دوباره و دوباره بهش گوش ندم :) ممنون بابت معرفیش :)

نامی

سفارشی هم مینویسی؟! بنویس از گردابی که یهو هورت!قورتت میده و بعد معلق می مونی تو دنیای بی صدا ، همه چیز میره رو دور اهسته... دلت میخواد بکشی بیرون از همه جمع های دوربرت، به عکسش که تو گوشیت سیوه نیگاه میکنی و میگی من واقعا همینو میخوام پر شک دلهوره میشی اصلا قاطی میکنی هیچ کدوم از اهنگای پلی لیستت به گوشت اشنا نیس!هیچ کدوم نمیخوای! میری سرت گرم کنی به یه چیزی اما به چی!هنگ هنگی که چشت میوفته به دیوان حافظ باز نیتای خل و چلی میکنی تفائل میزنی یه بار دوبار ده بار بیخیال جناب حافظ میشی میری غزل مورد علاقه ات از سعدی میخونی! تموم که میشه شایید یکم حالت بهتر باشه قلم برمیداری بنویسی نمیشه!نمیتونی! اقا بهنام تو که خوب مینویسی قشنگ مینویسی از اینا بنویس داداش!

بد

همه اهل دلا, داداش دست تو کاره,یه پیک برامون میریزی به سلامتیت بزنیم؟

شاهزاده پوفر

من حس این آهنگ رو خیلی دوست دارم... شاید چون برام خیلی آشناس. انگار طوفانی اساسی اومده و همه داشته هاتو برده همه سرت یخ کرده همه چیو تموم شده میدونی... ولی زندگی هنوز به روال خودش ادامه میده صدای بچه ها و امید میاد، تو گوشت زمزمه میکنه و دوباره تورو به سمت خودش میخونه... نمیخوای بلند شی که بازم گول زندگیو بخوری ولی چاره دیگه ای نداری...