گاو پیشانی سفید ِ من

 سال شصت و هشت بود. در میان خاکسترهای جنگ و شهادت و در بحبوحه‌ی اقتصاد له‌شده و کوپن و صف‌های طولانی، جایی نزدیک به اصفهان متولد شدی. شهر بوی خاکستر می‌داد که تو آمدی. نمی‌خواهم بگویم که با آمدنت جنگ تمام شد و زاینده‌رود جاری شد و شعله‌ی آتش آتشگاه پس از قرن‌ها دوباره شعله‌ور گشت. این حرف‌ها را نمی‌خواهم بگویم. نه اینکه گزافه گویی باشند، ولی گفتنش فقط رقیب می‌تراشد. من مرد هستم و می‌دانم وقتی مردان ِ این دیار این نوشته‌ها را بخوانند، سراپا اشتیاق می‌شوند برای دیدنت، برای داشتنت، کشف‌کردنت، عشق‌بازی‌کردنت. نباید از میدان نقش جهانت بگویم: از زیبایی خیره کننده‌ی گم شده پشت پیراهن گل‌های ذنبق . نه اینکه عالی‌قاپو نباشی، که ظرافت دستانت ظروفی‌ست میناکاری شده در کنار ستون‌های آینه‌ی پاهات. نه اینکه مسجد لطف‌الله نباشی، که کاشی‌کاری‌های آبی چشم‌هات، هنرنمایی دستانِ طبیعت است در نقش‌بندی‌ پیکرت. آه از لبانت، از شراره‌های آتشِ آتشگاه. ولی من نباید این‌ها را بگویم، که اگر گفته‌شوند شوق وصلت گوش عالم را کر خواهد کرد. اگر گفته‌شوند دیگر در خیل خواستارانت گم می‌شوم. همین حالا، همین اکنون، دختری زاده شده در بیست و پنج سال پیش در یکی از شهرهای اطراف اصفهان، همین که تنها رقیب‌ام پسرعمویت است، اگرچه وضعش بهتر باشد، ولی باز جای شکر دارد. من به هوای اردی‌بهشت حساسیت دارم. این را به مادرِ بیمارم می‌گویم تا کنجکاوی‌اش از فین فین کردن ِ مدامم برطرف شود. چکار کنم؟ وقتی توانم به پسرعمویت نرسیده، چطور می‌توانم با آن همه عاشق سینه‌چاکی که پس از خواندن این متن در پی‌ات می‌آیند، دست و پنجه نرم کنم؟

/ 3 نظر / 22 بازدید
نامی

این متن پارسال نوشتی لابد،اخه ۶۸ی ها الان ۲۶سالشونه‎:D گاو پیشانی سفید و ربطش به برج ثور و البته اردیبهشت خوب بود اقا باید قبول کنیم اردیبهشت، ماه خاصیه با ادمای خاص اخه مگه میشه عطر اقاقی و یاس و بهارنارج بارون خورده ادمو مست نکنه! مگه میشه اردیبهشت باشه و ادم یاد عشق اولش نیوفته مگه داریم عین اردیبهشت که بهار دلنشینو سالی ی بار اشیانه مون بگذرونه اقا ربط حرفام به نوشته ات نمیدونم ولی اردیبهشت یعنی زندگی هنوز خوشگلیاشو داره

جوجه خبرنگار

قصد پیکار دارم و این بار، با تمامِ سپاه آمده ام برد یا باخت، هر چه باداباد، زندگی را قمار خواهم کرد... بعد از خوندن این متن ناخودآگاه این تک بیت توی ذهن ام چندین و چند بار تکرار شد :)

فوژان

تولد نون ؟!